الشيخ رسول جعفريان
130
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى )
فرمانهايى كه دربارهء كشتن بىگناهان مىدهد ، دمى بينديشد . « 1 » اما بلافاصله مىنويسد : با اين همه ، من هرگز نديده و نشنيدهام كه از پادشاه جز بر درباريان و بزرگان ، بر ديگر خلقان ، بىدليل ستمى رفته باشد . « 2 » نكتهء ديگرى كه در برابر اين استبداد وجود داشت آن بود كه به هر روى ، فقه اسلامى ، مقدم بر فرامين شاه بود . شاردن در اين باره مىنويسد : « مردم بر اين اعتقادند كه فرمان خدا ما فوق حكم پادشاه است و اگر شاه فرمانى خلاف دين داد ، سر برتافتن واجب مىشود . » « 3 » و در نهايت ، شاردن با ترجيح پادشاه ايران بر سلطان عثمانى به لحاظ عدالت ، مىنويسد : وضع و سرنوشت مردم ايران ، حتى از آنچه در كشورهاى مسيحى به مردم مىگذرد ، ملايمتر و بهنجارتر مىباشد . « 4 » شاردن در بحث از تاجگذارى شاه سليمان كه خود ناظر و حاضر بوده ، از نقش شيخ الاسلام در رسميت بخشيدن به سلطنت شاه چنين ياد مىكند كه « شناختن شاهزاده به پادشاهى ، بىقبول شيخ الاسلام - كه رئيس روحانى كشور بود - امر ناتمام بود . » « 5 » در اين مراسم ، شيخ الاسلامى تمامى مقدمات لازم را براى تاجگذارى شخص شاه انجام داده كه نشان مىدهد رسميت سلطنت ، بدون تأييد و همراهى وى ، پذيرفتنى نبوده است . شاردن متن خطبهاى را نيز كه در منابع به خطبهء جلوس مشهور است ، و در جلوس شاه سليمان ، محقق سبزوارى و ميرزا رفيع الدين آن را خواندهاند ، در كتاب خود آورده است . « 6 » خطبهء جلوس شاه سلطان حسين صفوى را علامهء مجلسى خواند كه متن آن برجاىمانده است . « 7 » پيش از آن ، در مراسم جلوس شاه صفى ( 1038 - 1052 ) ميرداماد وظايف شيخ الاسلامى را انجام داده بود . « 8 » ديدگاههاى ديگر ناظران خارجى انگلبرت كمپفر از مسافران خارجى روزگار شاه سليمان صفوى ( 1077 - 1105 ) ، از موقعيت مجتهد با اين تعابير كه « نه عنايت خاص شاه و نه همراهى و همدلى روحانيون يا بزرگان هيچيك در رسيدن به اين مقام مؤثر نيست » بلكه مجتهد « بر مبناى طرز زندگى
--> ( 1 ) . شاردن ، همان ، ص 1153 ( 2 ) . همان ، ص 1154 ( 3 ) . همان ، ص 1155 ( 4 ) . همان ، ص 1157 ( 5 ) . همان ، ج 4 ، ص 1644 ( 6 ) . همان ، ج 4 ، صص 1645 - 1646 ( 7 ) . نصيرى ، محمد ابراهيم ، دستور شهرياران ، صص 21 - 24 ( 8 ) . خواجگى اصفهانى ، خلاصة السير ، ص 38